علي محمد ميرجليلى
138
وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )
الرضا . بنابر اين روايت از حالت ارسال خارج مىشود . « 1 » در اينجا مناسب است به يك نكته اشاره شود : برخى از بزرگان دربارهء مرسلات صدوق در « الفقيه » ، معتقدند كه هرجا صدوق روايتى را به معصوم نسبت داده است و به صورت « قال المعصوم » آورده است حجت است ، ولى هرجا به صورت « روى » يا « فى رواية » آورده است حجت نمىباشد . در مقام بحث چنين استدلال مىكنند كه صدوق فردى مطلع از حديث و با تقواى علمى است و چنين شخصيتى اگر روايتى را به معصوم نسبت دهد حتماً سندِ صحيح آن را ديده است . در مواردى كه روايت را با « قال المعصوم » شروع مىكند اين انتساب روشن است ، ولى در مواردى كه تعبير صدوق « روى » يا « فى رواية » باشد ، صدوق صريحاً متن روايت را به معصوم نسبت نمىدهد . شايد صدوق در اين موارد سندى براى روايت نداشته است . به نظر ما اين نظريه صحيح نيست چنان كه از ما قبل روشن شد . در مواردى كه صدوق بالفظ « روى » يا « فى رواية » روايتى را نقل كرده است سند داشته است و مرحوم فيض اين مطلب را در « وافى » اثبات كرده است . البته مدعى نيستيم كه در تمام اين گونه موارد ، مرحوم فيض سند آن را پيدا كرده است . اين امر احتياج به تتبع بيشتر دارد . ز : خدمتهاى ديگر فيض به اسناد روايات . علاوه بر پيدا كردن سند براى روايات مرسل يا تصحيح اسناد ، فيض خدمات ديگرى نيز در « وافى » دربارهء اسناد انجام داده است كه عبارتاند از :
--> ( 1 ) . الوافى ، ج 1 ، ص 487 . موارد ديگرى از تصحيح اسناد در الوافى : ج 1 ، ص 109 و 239 - 240 و 536 .